دوست دارم فریاد بزنم.
پ.ن:وبلاگ نویسی هم دیگر ارضایم نمی کند.
پ.ن: دوستان !حیا کنید !اینقدر تن شیرین و فرهاد را در گور نلرزانید .حیا کنید !
۱- خونریزی برای خری که همان خرست فقط جولانش عوض شود ؟!نه!
۲- عصایی رو که اینجا قورت دادم داره خفم می کنه
۳- حس معلق بودن ...روی هوا ...روی سکوت... اینم خفم کرده
۴- با نقل مکانم موافقین؟!
۵- حذف شد
۶- کسی چه می دونه توی این دل داره چی می گذره .ولی بیخیال !مرحبااااااااااااا گل نساااااا
پ.ن:پست قاراشمیش...در نتیجه کامنت دونی تعطیل!
فکر نمی کردم کار به اینجا بکشه حالا که کشید دلم می خواد واسه چیزی
فراتر از سبز و سرخ بجنگم!
با گذران این روزهای خاکستری منتظریم ببینیم چی به سرمون می یاد .
اگه قرار باشه ایرانمون از تاریکی خلاص شه با همین هنر به عرصه اومدنه
پ.ن:ممکنه ایران رنگ آبادی و آزادی رو ببینه ؟رنگش چه رنگیه ؟ با این همه چشمومون به فردایی سبزه
پ.ن: با دیدن این جمعیت که مثل خرما به هم چسبیدن به این فکر می کنم که اون وسط چقدر امنیت ناموسی داشتم ؟
پ.ن: انتظار برای دستهایی که قطع بشن و بشه نفس کشید
کوروش !
برخیز !
که پیمبران خفته اند!!!
چوب خوش خیالیمون رو خوردیم ...حالا هر چی می خوای توی پیاده رو حرص بخور ... یا توی تاکسی بحث کن!
توقع داشتم احمقانه ها پستی بنویسه ولی انگار احساسشو مثل تاتوره نسبت به این وقایع از دست داده !
:| پ.ن:
این کمدی باید همین جا پایان گیرد چون تکرارش تراژدی دردناکیست!
بار الهه !آنکس را که اعتماد به نفس و زبان دادی چه ندادی؟
و آنکس را که اعتماد به نفس و زبان ندادی چه دادی؟
بغضی می کنی به بزرگیه پرتقال
اشک می ریزی و می نالی
بقیه اش هم توی پستو های دلت قایم میشن و میشن سرطان
"احساس ما "تلقینُ تکرار ماست!
هر گاه نمی دانی از خواستن چه می خواهی خواستن را تجربه کن
هر گاه باز هم ندانی که چه نمی خواهی نخواستن را تجربه کن
بدا به حالت که بین و خواستن و نخواستن معلق شوی
یک ریز حرف می زنی
فقط می نویسی برای اینکه نوشته باشی
ادعا می کنی و خود را در قلمت بزرگ
بنویس !بنویس! نه چشم به حق تالیفش داری نه تر س از هزار و یک چرا !پس تا می توانی بنویس!+
با شوق و افتخار از زایمان های پی در پیش تعریف می کند
چهار ده بچه را سقط کرده
داوازده بچه را سالم به دنیا آورده
!هنوز هم به دنبال علت و معالجه کمر کمانیش می گردد
پیش از این به درد فراق خو کرده بودم
زین پس به درد تنهایی
پ.ن:آهنگی دلنشین تر از الهه ناز هم وجود دارد؟
آنچه مرا نکشد قویترم می کند!
ميگه خدا وقتي مي خواد به آدم هديه بده اونو لاي يه سري مشكلات كادو پيچ مي كنه
خدايا!ميدوني زرق و برق كادوتو نمي خوام؟
خدايا !ميدوني بنده ات حوصله نداره و مي خواد با يه چاقو بيوفته به جون اين بسته؟!
از ترس اینکه روزی ادعاهایم مرا به زانو در آورند ادعایی ندارم
آدمی سردر گم میشود وقتی که مستقیم و غیر مستقیم به او بگویند که مینیمال هایش مال نیستند
او به من:ببین !!! همیشه حد خودتو بدون .... مثلا تو با آقای ایکس اگه حد خودتو رعایت نکنی ضربش رو خودت می خوری .... ما از یه خانواده اصیلیم .... همه تو رو می شناسن چون فلانی و فلانی و فلانی رو می شناسن .... یکی قبول می کنه !یکی قبول نمی کنه !یکی هم اینقدر دنبالش میوفتن تا قبول کنه !...هیچوقت نباید جوری رفتار کنی که کسی جرات کنه بگه پاهات پس و پیش و....
(چند سال بعد)
من به او: فلانی جان میشه خواهش کنم اینقدر به دوستام موقع رقصیدن تنه نزنی .من دارم بخاطر خودت می گم.
می گوید تمام دنیای قشنگ دخترانگی همراه با زایمان اول سقط میشود !